محمد مهدى ملايرى

245

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

تدبيرسازان نيازش افتاد و دربار خود را تهى از آنان يافت ، از كردهء خود پشيمان شد ، ولى پشيمانى سودى نداشت . سرانجام در انجمنى كه به گفتهء فردوسى از مردم فراهم آورد « 1 » و به گفتهء برخى تاريخ‌نگاران از سران سپاه و مشاوران خودش ترتيب داد تا دربارهء دفع دشمنان چاره‌اى انديشند ، چنين نهادند كه نخست به دفع تركان كه آنها را خطرناك‌ترين دشمنان ايران مىشمردند ، و هم‌چنان در داخل خاك ايران در حال پيشروى بودند بپردازند ، و براى فرماندهى سپاهى هم كه مىبايست براى دفع آنها اعزام شود كارآمدترين و دليرترين سردار ايرانى را كه در آن هنگام سپهبد آذربايجان و ارمنستان بود و دور از مركز مىزيست يعنى بهرام چوبين را برگزيدند . و او با تعداد سپاهيانى كه خود برگزيد عازم ميدان جنگ شد . بهرام چوبين با هرمزد و خسروپرويز بهرام در اين جنگ با دلاوريها و عقل و تدبير خود خاقان ترك را با تيرى از پاى درآورد ، و سپاه تركان را شكستى سخت داد ، و بر پسر خاقان كه با سپاهى بزرگ به خونخواهى پدر آمده بود فائق آمد ، و او را با غنائم بسيار كه مورّخان در چندوچون آن سخنها گفته‌اند نزد هرمزد فرستاد . ولى به سبب رفتار ناشايستى كه

--> ( 1 ) - فردوسى حالت هرمزد را در وقتى كه به‌وسيلهء كارآگهان از هجوم دشمنان آگاهى يافته ، چنين نموده است : چو بشنيد گفتار كارآگهان * بپژمرد شاداب شاه جهان پشيمان شد از كشتن موبدان * ز درگاه گُم گشتن بخردان نديد او همى مردم راىساز * رسيدش به تدبيرسازان نياز فرستاد ايرانيان را بخواند * سراسر همه كاخ مردم نشاند فردوسى از سخنان مردم و بزرگانى كه براى راىزنى دعوت شده بودند و همچنين از سرزنشهاى آنان هرمزد را براى كارهاى ناصوابش ، كم‌وبيش مطالبى آورده و از آن‌جمله : بگفتند كاى شاه با راى و هوش * يكى اندرين كار بگشاى گوش همه موبدان و دبيران خويش * بكُشتى و گشتى ز آيين و كيش برانديش تا چارهء كار چيست * بروبوم ما را نگهدار كيست ( شاهنامه ، ج 5 ، ص 13 - 14 ) .